اصلا کجای این دنیا کوچک شده
که مُدام در بوق وُ کَرنا می کنند
دهکده ی جهانی ، دهکده جهانی
هنوز فاصله ی من از تو آنقدر زیاد است
که نتوانم
ایفل رابا گام هایِ خودم پشت سر بگذارم
و سر از قطب شمال در می آورم
هنوز هم این طرف دنیا
وقتی به تو فکر می کنم
می فهمم
که اگر اقیانوس اطلس را هم دور می زدم
باز تو آن طرف دنیا بودی
ومن پول تلفن نداشتم
تا با تو چهار کلمه حرف حساب بزنم
و تکلیف خودم را روشن
که تو این قدر کلاس برای ما نگذاری
که من با دوست پسرم آنخِل
بلیارد می زنیم به یاد تو
گور پدر تو و آنخِل
اصلاا خر ما از کره گی دم نداشت
وقتی نمی دانستی ترمینال کجایِ این ده کوره قرار دارد
و یک باغ خشک بزرگترین رؤیای تو بود
آنخِل کدام گوری بود
که به تو یاد بده
علی آباد شهر شده
و تازگی ها به اینترنت هم وصل شده
و دبلیو دبلیو ww وِرد کلام تو
مرده شویِ ما را ببرد که هنوز رنگ هواپیما را هم ندیده ایم
و تازه وقتی می خواهیم با تعاونی چهار به تهران برویم
باز سر از کویر در می اوریم
و از بس چشممان به کوه وُ کوتُتَل خورده
دارد زبان خودمان هم از یادمان می رود
چه برسد به زبان سوممان فرانسه
و زبان گدا گشنه ای مثل تو
که هنوز اسم خودت را یاد نگرفته
ادای «مادونا » را در می آوری
مرده شویِ تو را هم ببرد
با آن اِفِه ی جهانی ات و
کلاست
که تا ابد زیر زمین است
اگر چه خودت نمی دانی .
برگرفته شده از وبلاگه کاروان